العلامة المجلسي ( مترجم : محمدجواد نجفى )
23
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت امام حسين ع ) ( فارسي )
مردى از بنى تميم كه او را عبد اللَّه بن خوزه ميگفتند متوجه لشكر امام حسين عليه السلام شد . ياران امام عليه السلام به او فرياد زدند و گفتند : كجا ميائى ، مادرت در عزايت گريان شود ! گفت : من نزد پروردگارى كه مهربان و شفيعى كه شفاعتش قبول است ميروم . امام حسين عليه السلام به اصحاب خود فرمود : اين كيست ؟ گفته شد : ابن خوزهء تميمى است . امام عليه السلام او را نفرين كرد و فرمود : اللهم جره الى النار . يعنى : بار خدايا او را داخل دوزخ كن . ناگاه اسب او چموشى نمود و وى را نزد جدولى در حالى به زمين زد كه پاى چپش در ركاب ماند و پاى راستش بلند شد . در همين موقع بود كه مسلم بن عوسجه بر او حمله كرد و ضربهاى به پاى راست او زد و آن را قطع كرد . سپس اسبش او را از جاى كند و سر نحس وى را به هر سنگ و درختى زد تا اينكه روح ناپاكش به جهنم وارد شد . پس از اين جريان جنگ شروع و گروهى از طرفين كشته شد . محمّد بن ابو طالب و صاحب كتاب مناقب و ابن اثير كه گفتهء همه متقارب است ميگويند : حر نزد امام حسين عليه السلام آمد و گفت : يا بن رسول اللَّه ! من اول كسى بودم كه به تو خروج كردم . به من اجازه بده تا در جلو تو اولين قتيل باشم و اولين كسى باشم كه فرداى قيامت با جد تو مصافحه نمايم - معنى اينكه حر گفت : اولين قتيل باشم اين است كه در ميان مبارزين اولين قتيل باشم و الا چنان كه گفته شد گروهى از ياران امام عليه السلام در حملهء اول كشته شدند - حر بمعنائى كه گفته شد اولين كسى بود كه براى مبارزه آمد و اين رجز را خواند : 1 - انى انا الحر و مأوى الضيف * اضرب في اعناقكم بالسيف 2 - عن خير من حل بارض خيف * اضربكم و لا ارى من حيف 1 - يعنى من حر هستم و من منزل و مأواى مهمان ميباشم من با اين شمشير بگردنهاى شما مىزنم 2 - از طرف بهترين كسى كه در زمين خيف ( بفتح خاء يعنى